جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

148

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

كرده عفو كن و بدان كس كه تو را محروم ساخته ببخشاى و به آنكه از تو بريده بپيوند و هرگز كسى را كه دشمنت مىدارد ، دشمن مدار » . * * * آيا در ميان خلق بزرگ مردى را شناخته‌اى كه در مقام قياس با متفكران از نظر بلندى فكرشان ، با نيكوكاران در نيكى و خيرخواهيشان ، با علماء و دانشمندان به علمشان ، با محققين از حيث تحقيقشان ، با محبت‌پيشگان به مهرشان ، با زاهدان و پارسايان با زهد و پارسائيشان ، با مصلحين اجتماعى از جهت اصلاحشان ، با دردمندان با آلام و دردهايشان ، با ستم‌ديدگان از جهت احساس و عصيانشان ، با اديبان به ادبشان ، با قهرمانان از نظر دلاورى برترى جويد ؟ على ابر مردى است كه حتى چيرگى دشمن بر او در تاريخ انسانى ، شكستى براى دشمنش به شمار آمده است ، چرا كه در زمان او ، همهء معيارها واژگون بود و همه چيز با حقيقت تعارض داشت . اما تاريخ راه خود را مىرود و حقيقت را آشكار خواهد ساخت . تاريخ ، گواه راستينى بر روح بزرگ اوست . او شهيد راه حق ، صداى عدالت انسانى و شخصيت يگانه‌اى است كه شرق و غرب جهان در گذشته و امروز چون او نديده است ! « 1 » اى روزگار تو را چه مىشد اگر تمام نيروهاى خود را بسيج مىكردى و در هر عصر و زمانى ، بزرگ‌مردى چون على ، با همان عقل و همان قلب ، همان زبان و همان ششمير ، به جهان ارمغان مىدادى . « 2 »

--> ( 1 ) به توضيح شماره دوم در آخر كتاب رجوع شود ( 2 ) به توضيح شماره سوم رجوع شود